موضوعات استراتژيك در پورتفوليوى محصول

نویسنده: انتشار: به‌روزرسانی:
موضوعات استراتژيك در پورتفوليوى محصول

فهرست مطالب

مدیریت پورتفولیوی محصول فقط چیدن چند کالا در کنار هم نیست؛ این کار درباره تخصیص سرمایه، کنترل پیچیدگی، انتخاب پروژه های رشد و حذف محصولاتی است که منابع را بدون بازده کافی مصرف می کنند.

در این راهنما تفاوت پورتفولیو با آمیخته و خط محصول، ابعاد سبد، کانیبالیزیشن، ماتریس BCG، مدیریت سبد نوآوری، پیرایش محصولات و معیارهای تصمیم گیری مدیریتی را بررسی می کنیم.

بسیاری از سازمان ها گرفتار این تصور می شوند که رشد فروش فقط با افزودن پیوسته کالاها و خدمات جدید به کاتالوگ حاصل می شود. نتیجه می تواند تورم اقلام، خواب سرمایه در گردش، فشار بر زنجیره تامین، اصطکاک در کانال های فروش و سردرگمی مشتریان باشد. تصمیم گیری درباره محصولات یک سازمان فقط بخشی از بازاریابی نیست؛ در سطح مدیریتی، این تصمیم مستقیما به تخصیص سرمایه و مدیریت ریسک مربوط می شود.

مدیریت استراتژیک پورتفولیو مشخص می کند بودجه تحقیق و توسعه، ظرفیت تولید، توجه نیروی فروش، فضای توزیع و سرمایه در گردش با چه اولویتی میان محصولات فعلی و فرصت های آینده تقسیم شوند. هنر مدیریت سبد فقط افزودن محصول نیست؛ توانایی توقف، ادغام، بازطراحی و تمرکز مجدد نیز بخش اصلی آن است.

پورتفولیوی محصول چیست؟

در ادبیات مدیریت نوآوری، مدیریت پورتفولیو یک فرایند پویا برای ارزیابی، انتخاب و اولویت بندی پروژه ها و محصولات و توزیع منابع کمیاب میان آن ها است. پژوهش های Cooper، Edgett و Kleinschmidt سه هدف مهم را برجسته می کنند: بیشینه کردن ارزش سبد، ایجاد تعادل میان انواع پروژه ها و همسویی سرمایه گذاری ها با استراتژی سازمان.

  • حداکثرسازی ارزش تجاری: تمرکز بر بازده، حاشیه مشارکت، ارزش فعلی و کیفیت اقتصادی کل سبد.
  • تعادل استراتژیک: جلوگیری از تمرکز افراطی روی فقط یک دسته از پروژه های کم ریسک یا کوتاه مدت.
  • همسویی استراتژیک: اطمینان از اینکه بودجه و ظرفیت سازمان در مسیر اولویت های اصلی کسب و کار مصرف می شوند.

تفاوت پورتفولیوی محصول، آمیخته محصول و خط محصول

یکی از خطاهای رایج، یکی دانستن پورتفولیوی محصول با آمیخته محصول و خط محصول است. این مفاهیم به هم مرتبط هستند، اما زاویه نگاه آن ها یکسان نیست.

بعد مقایسه قلم محصول خط محصول آمیخته محصول پورتفولیوی محصول
تعریف یک واحد مشخص کالا یا خدمت که ممکن است با SKU مستقل شناخته شود. گروهی از اقلام مرتبط از نظر کارکرد، مشتری یا سطح قیمت. ساختار کلی خطوط و اقلامی که شرکت به بازار عرضه می کند. نگاه استراتژیک به کل دارایی های محصولی از منظر ارزش، ریسک و تخصیص منابع.
لنز مدیریتی عملیات، موجودی و قیمت گذاری هر قلم. مدیریت دسته، بخش بازار و کشش خط. توصیف عرض، طول، عمق و انسجام مجموعه عرضه. تصمیم گیری سرمایه گذاری، رشد، حذف، ریسک و بازده.
سوال اصلی این SKU چقدر می فروشد و چه هزینه ای دارد؟ خط باید توسعه یابد، پر شود یا پیرایش شود؟ ساختار کلی عرضه شرکت چگونه است؟ کجا سرمایه گذاری کنیم، کجا نگه داریم و کجا خارج شویم؟
سنجه های نمونه حجم فروش، هزینه ساخت، گردش موجودی. حاشیه سود خط، سهم دسته، کانیبالیزیشن. تعداد خطوط، طول سبد، پوشش کانال. حاشیه مشارکت افزایشی، NPV، ROIC و ریسک.

ابعاد اصلی پورتفولیوی محصول

عرض پورتفولیو

عرض یا Breadth نشان می دهد شرکت در چند خط محصول متفاوت فعالیت می کند. عرض بیشتر می تواند وابستگی شرکت به یک دسته را کاهش دهد و دسترسی به بازارهای متنوع تری ایجاد کند، اما همزمان سرمایه، توجه مدیریتی و قابلیت های عملیاتی را میان حوزه های بیشتری پخش می کند.

طول پورتفولیو

طول سبد به مجموع اقلام موجود در همه خطوط اشاره می کند. افزایش طول می تواند شکاف های بازار را پوشش دهد، اما هزینه نگهداری موجودی، برنامه ریزی فروش و مدیریت SKUها را افزایش می دهد.

عمق پورتفولیو

عمق نشان دهنده تعداد نسخه ها، سایزها، بسته بندی ها، فرمولاسیون ها یا ویژگی های موجود در یک خط است. عمق بیشتر می تواند انتخاب دقیق تری به مشتری بدهد، اما تعویض مکرر خط تولید، پیش بینی تقاضا و کنترل موجودی را دشوارتر می کند.

سازگاری یا انسجام پورتفولیو

Consistency میزان نزدیکی خطوط محصول از نظر فناوری، تولید، کانال، قابلیت های سازمانی و ادراک مشتری را توصیف می کند. هرچه خطوط از زیرساخت های مشترک بیشتری استفاده کنند، امکان بهره برداری از هم افزایی بیشتر است؛ هرچند اشتراک زیاد پلتفرم یا تامین کننده می تواند ریسک سیستمی نیز ایجاد کند.

چرا مدیریت پورتفولیوی محصول یک تصمیم استراتژیک است؟

هر محصول برای بقا و رشد با محصولات دیگر همان شرکت بر سر منابع رقابت می کند. بودجه توسعه محصول جدید، ظرفیت مهندسی، فضای کارخانه، موجودی، توجه تیم فروش و بودجه ترویج همگی محدود هستند. بنابراین حفظ یک محصول ضعیف می تواند به معنی از دست دادن فرصت سرمایه گذاری روی محصولی با آینده بهتر باشد.

یک پورتفولیوی متعادل معمولا باید میان چند تنش مدیریتی تعادل ایجاد کند:

  • نقدینگی در برابر رشد: محصولات بالغ ممکن است منابع لازم برای فرصت های رشد را تامین کنند.
  • کوتاه مدت در برابر بلندمدت: تمرکز کامل روی بهبودهای فوری می تواند فرصت نوآوری آینده را محدود کند.
  • بهره برداری در برابر اکتشاف: سازمان باید هم از قابلیت های موجود درآمد بسازد و هم فرصت های جدید را آزمایش کند.
  • تمرکز در برابر تنوع: سبد بیش از حد محدود ریسک تمرکز دارد و سبد بیش از حد گسترده خطر رقیق شدن منابع را ایجاد می کند.

مزایای پورتفولیوی متعادل و هزینه های تنوع

تنوع محصول ذاتا خوب یا بد نیست. ارزش آن زمانی مشخص می شود که منافع اقتصادی و عملیاتی در برابر هزینه پیچیدگی سنجیده شوند.

مزیت بالقوه منطق تجاری هزینه یا ریسک معکوس
صرفه های مقیاس و دامنه تجمیع خرید، استفاده مشترک از زیرساخت و شبکه توزیع. افزایش هزینه تغییر خط، برنامه ریزی و پیچیدگی تولید.
اهرم سازی برند کاهش بخشی از هزینه ورود به رده های نزدیک با اتکا به شناخت موجود. احتمال رقیق شدن جایگاه یا انتقال تجربه منفی از یک محصول به سایر محصولات.
توزیع ریسک درآمدی کاهش وابستگی به یک دسته یا فصل فروش. قفل شدن سرمایه در خطوط کم بازده و کاهش تمرکز.
کارایی کانال امکان ارائه سبد گسترده تر به خرده فروشان یا مشتریان سازمانی. فشار برای تخفیف، انبارش اقلام کم گردش و اصطکاک کانال.
اشتراک پلتفرم و قابلیت استفاده دوباره از فناوری، قطعات و فرایندهای توسعه. سرایت نقص پلتفرم مشترک و افزایش ریسک فراخوان گسترده.

هزینه پنهان تنوع بیش از حد محصول

Gottfredson و Aspinall در Harvard Business Review توضیح می دهند که افزودن پیوسته محصولات و Line Extensionها می تواند نقطه ای ایجاد کند که هزینه پیچیدگی سریع تر از درآمد افزوده رشد کند. این مسئله فقط روی خط تولید دیده نمی شود؛ کل زنجیره ارزش از پیش بینی و خرید تا فروش و خدمات پس از فروش را درگیر می کند.

  • خطای پیش بینی: هر SKU جدید نیازمند پیش بینی مستقل و سطح موجودی متناسب با عدم قطعیت تقاضا است.
  • سرمایه در گردش: قطعات، بسته بندی و Safety Stock بیشتر می تواند منابع مالی را در انبار قفل کند.
  • افت بهره وری تولید: Batchهای کوچک و تغییر تنظیمات خط می تواند زمان توقف و هزینه عملیاتی را بالا ببرد.
  • پیچیدگی فروش: گزینه های بسیار مشابه، توضیح تفاوت میان محصولات را برای نیروی فروش و مشتری دشوار می کند.
  • پراکندگی بودجه: هزینه تبلیغ، تحقیقات و نگهداری محصول میان تعداد بیشتری از اقلام تقسیم می شود.

به همین دلیل، انضباط سبد و SKU Rationalization باید بخشی دوره ای از مدیریت محصول باشد؛ نه واکنشی اضطراری پس از افت سودآوری.

تصمیمات استراتژیک درباره خطوط محصول

کشش خط محصول

Line Stretching یعنی حرکت خط به سطوح قیمتی یا کیفی بالاتر یا پایین تر از محدوده فعلی. کشش رو به پایین می تواند بازار اقتصادی را پوشش دهد، اما ممکن است روی برداشت مشتری از جایگاه پریمیوم اثر بگذارد. کشش رو به بالا نیز برای ورود به حاشیه سود بالاتر جذاب است، اما برند باید برای مشتری جدید اعتبار لازم را داشته باشد.

پر کردن خط محصول

Line Filling افزودن اقلام جدید در محدوده فعلی خط است تا شکاف های کاربرد، قیمت یا بخش بازار پوشش داده شوند. اگر تفاوت نسخه ها برای مشتری واضح نباشد، این اقدام می تواند به کانیبالیزیشن و افزایش هزینه سبد منجر شود.

پیرایش خط محصول

Line Pruning حذف یا ادغام اقلامی است که بازده ناکافی دارند، پیچیدگی نامتناسب ایجاد می کنند یا با جهت آینده سازمان سازگار نیستند. هدف فقط کاهش تعداد SKUها نیست؛ هدف آزاد کردن منابع برای فرصت های با ارزش بیشتر است.

کانیبالیزیشن محصول؛ همیشه یک مشکل نیست

کانیبالیزیشن (Cannibalization) زمانی رخ می دهد که محصول جدید بخشی از فروش محصول موجود همان شرکت را جذب کند. این پدیده نباید به صورت خودکار منفی تلقی شود. مدیر باید بپرسد آیا محصول جدید ارزش افزایشی ایجاد می کند یا فقط سود را از یک جیب سازمان به جیب دیگر منتقل می کند.

کانیبالیزیشن مخرب

اگر محصول جدید یک محصول با حاشیه مشارکت بالاتر را تضعیف کند، مشتری جدیدی ایجاد نکند و سودآوری کل شرکت را پایین بیاورد، انتقال فروش درون سبد ارزش اقتصادی کمی دارد.

کانیبالیزیشن برنامه ریزی شده

گاهی سازمان عمدا محصول قدیمی خود را با نسخه جدید جایگزین می کند تا پیش از رقبا به تغییر فناوری یا رفتار مشتری پاسخ دهد. در این وضعیت باید فروش افزایشی، حاشیه مشارکت، جذب مشتری جدید، حفظ مشتریان و ریسک حمله رقبا با هم سنجیده شوند.

قاعده مدیریتی:

حاشیه مشارکت افزایشی کل = سود فروش های واقعا جدید + تفاوت سود محصول جدید و محصول جایگزین شده – هزینه توسعه، عرضه و پیچیدگی افزوده.

چگونه محصولات را در پورتفولیو ارزیابی کنیم؟

اتکا به درآمد فروش به تنهایی می تواند گمراه کننده باشد. محصولی با فروش بالا ممکن است به دلیل تخفیف، هزینه لجستیک، موجودی خاص یا سرمایه درگیر، بازده ضعیفی ایجاد کند. ارزیابی سبد باید چندبعدی باشد.

مقاله بازاریابی   10 نکته مهم برای طراحی بسته بندی
معیار تصمیم گیری سوال کلیدی سنجه های نمونه
جذابیت بازار آیا دسته محصول رشد و ساختار رقابتی مناسبی دارد؟ رشد بازار، شدت رقابت، موانع ورود.
اقتصاد واحد آیا هر فروش به سود اقتصادی سبد اضافه می کند؟ Contribution Margin، COGS، نقطه سربه سر.
تناسب استراتژیک آیا محصول با مسیر آینده شرکت هماهنگ است؟ تناسب با قابلیت ها، بازار هدف و اولویت های رشد.
تناسب برند آیا محصول با معماری و جایگاه برندسازی شرکت هماهنگ است؟ ادراک مشتری، سازگاری با وعده برند، سلامت برند.
هم افزایی قابلیت ها آیا محصول از شبکه، فناوری یا دارایی های موجود استفاده می کند؟ اشتراک پلتفرم، کانال و زیرساخت.
هزینه پیچیدگی این محصول چه فشار اضافی به عملیات تحمیل می کند؟ تعویض خط، گردش موجودی، خطای پیش بینی، تعداد قطعات خاص.
بازده سرمایه آیا سرمایه درگیر در این محصول توجیه دارد؟ ROIC، ROI، NPV و Payback در صورت کاربرد.

ماتریس BCG؛ ابزار مفید یا مدل بیش از حد ساده؟

ماتریس رشد-سهم بازار BCG که Bruce Henderson آن را در سال 1970 عمومی کرد، یکی از شناخته شده ترین چارچوب های مدیریت پورتفولیو است. این مدل کسب و کارها یا محصولات را با دو متغیر رشد بازار و سهم نسبی بازار در چهار گروه قرار می دهد.

دسته وضعیت کلی تصمیم معمول
Stars سهم بالا در بازار پررشد. سرمایه گذاری برای حفظ یا تقویت موقعیت.
Cash Cows سهم بالا در بازار کم رشد. مدیریت برای جریان نقدی و تامین منابع سایر فرصت ها.
Question Marks سهم پایین در بازار پررشد. انتخاب میان سرمایه گذاری هدفمند یا خروج.
Dogs / Pets سهم پایین در بازار کم رشد. بازطراحی، واگذاری یا خروج؛ مگر اینکه نقش استراتژیک دیگری داشته باشند.

سه محدودیت مهم BCG

  • سهم بازار مساوی سودآوری نیست: شرکت های کوچک تخصصی ممکن است با سهم پایین، حاشیه سود بالایی داشته باشند.
  • هم افزایی میان محصولات دیده نمی شود: محصولی ضعیف به تنهایی ممکن است برای تکمیل راه حل مشتری یا حفظ کانال ضروری باشد.
  • تعریف بازار نتیجه را تغییر می دهد: کوچک یا بزرگ تعریف کردن مرز دسته می تواند جایگاه محصول را روی ماتریس جابه جا کند.

بنابراین BCG را باید ابزار گفت و گو و تشخیص اولیه دانست، نه موتور خودکار تخصیص سرمایه.

مدیریت پورتفولیوی نوآوری

Nagji و Tuff در Harvard Business Review چارچوبی سه لایه برای مدیریت سبد نوآوری مطرح کردند: نوآوری های هسته ای، مجاور و تحول آفرین. آن ها در نمونه های مورد بررسی خود الگویی نزدیک به 70/20/10 در تخصیص منابع شرکت های با عملکرد بهتر مشاهده کردند، اما تاکید کردند که نسبت مناسب باید با صنعت و شرایط شرکت تنظیم شود.

  • Core: بهبود محصولات، فرایندها و پیشنهادهای موجود.
  • Adjacent: بردن قابلیت های موجود به بازارهای نزدیک یا ارائه محصولات جدید به مشتریان فعلی.
  • Transformational: ساخت پیشنهادها و بازارهای جدید با سطح عدم قطعیت بالاتر.

نکته مدیریتی مهم، خود نسبت 70/20/10 نیست؛ بلکه جلوگیری از این وضعیت است که تمام بودجه نوآوری در پروژه های کم ریسک و کوتاه مدت قفل شود.

مطالعه موردی: P&G و منطق کوچک کردن پورتفولیو

Procter & Gamble در سال 2014 برنامه ای برای واگذاری، ادغام یا توقف حدود 100 برند غیر استراتژیک اعلام کرد. گزارش سالانه 2015 شرکت توضیح می دهد که سبد هدف حدود 65 برند کلیدی بود که تقریبا 85 درصد فروش و 95 درصد سود قبل از مالیات را حفظ می کرد. این مورد نشان می دهد مدیریت پورتفولیو فقط درباره افزودن برند و محصول نیست؛ گاهی ایجاد تمرکز نیازمند حذف و واگذاری است.

Pringles پیش از این برنامه به Kellogg واگذار شده بود و Duracell نیز در چارچوب کاهش پیچیدگی و تمرکز پورتفولیو از P&G خارج شد. بهتر است اثر این اقدامات را یک رابطه علی ساده میان «کاهش تعداد برند» و «افزایش سود» ندانیم؛ اما از منظر مدیریتی، مورد P&G نمونه روشنی از استفاده از Portfolio Pruning برای تمرکز منابع روی برندهای اصلی است.

مطالعه موردی: تویوتا و معماری TNGA

تویوتا با Toyota New Global Architecture یا TNGA تلاش کرد توسعه خودرو را حول پلتفرم ها، قوای محرکه و استانداردهای مهندسی مشترک سازمان دهد. گزارش رسمی تویوتا توضیح می دهد که TNGA از بازنگری بنیادین پلتفرم خودرو و توسعه اجزای اصلی مانند Powertrain آغاز شد و سپس در محصولات بیشتری گسترش یافت.

درس پورتفولیویی این رویکرد آن است که تنوع ظاهری و بازارمحور لزوما به معنی ساخت همه اجزا از صفر نیست. معماری مشترک می تواند استفاده دوباره از قابلیت های مهندسی را افزایش دهد، اما اگر بیش از حد یکپارچه شود، ریسک سرایت نقص فنی یا وابستگی سیستمی نیز افزایش می یابد.

چه زمانی باید یک محصول از پورتفولیو حذف شود؟

حذف محصول اغلب با مقاومت سازمانی روبرو می شود، به ویژه زمانی که محصول سابقه طولانی یا فروش اسمی قابل توجهی داشته باشد. تصمیم خروج بهتر است بر مبنای مجموعه ای از معیارها باشد:

  • حاشیه مشارکت منفی یا ناکافی: محصول پس از در نظر گرفتن هزینه های متغیر و هزینه های مستقیم مرتبط ارزش کافی تولید نمی کند.
  • انحراف استراتژیک: محصول با جهت آینده و قابلیت های اصلی سازمان همخوان نیست.
  • افول ساختاری دسته: تقاضا به دلیل فناوری یا تغییر رفتار بازار در حال کاهش پایدار است.
  • هزینه پیچیدگی بالا: حجم فروش کم اما فشار زیاد روی تامین، تولید یا انبار.
  • کانیبالیزیشن بدون ارزش افزایشی: محصول فروش داخلی را جابه جا می کند اما سود کل را افزایش نمی دهد.
  • هزینه فرصت: نگهداری محصول مانع تخصیص منابع به فرصت با بازده بیشتر می شود.

چارچوب 10 مرحله ای مدیریت استراتژیک پورتفولیوی محصول

  1. ممیزی کامل سبد: فهرست تمام خطوط، SKUها، مشتریان، فروش و هزینه های مستقیم.
  2. محاسبه اقتصاد هر واحد: حاشیه مشارکت و هزینه های واقعی مرتبط با هر محصول.
  3. تحلیل چرخه عمر: تشخیص محصولات در مراحل معرفی، رشد، بلوغ یا افول.
  4. اندازه گیری ساختار سبد: عرض، طول، عمق و انسجام خطوط.
  5. ارزیابی جذابیت و تناسب: بازار، مزیت رقابتی و همسویی استراتژیک.
  6. تحلیل کانیبالیزیشن: تفکیک جابه جایی فروش از تقاضای افزایشی واقعی.
  7. برآورد هزینه پیچیدگی: فشار روی تولید، پیش بینی، انبار و زنجیره تامین.
  8. تعیین اقدام: سرمایه گذاری، حفظ، بازطراحی، Harvest، واگذاری یا حذف.
  9. تخصیص مجدد منابع: انتقال رسمی بودجه، ظرفیت و زمان به اولویت های جدید.
  10. بازبینی دوره ای: جلوگیری از رشد دوباره و کنترل نشده تعداد محصولات.

اشتباهات رایج در مدیریت پورتفولیوی محصول

افزودن محصول بدون قاعده حذف

وقتی فرایند توسعه محصول فعال باشد اما مکانیسم بازنشستگی وجود نداشته باشد، کاتالوگ به تدریج متورم می شود.

تله درآمد

درآمد بالا به تنهایی دلیل نگه داشتن محصول نیست. تخفیف، هزینه برگشتی، موجودی، لجستیک و پشتیبانی می توانند کیفیت درآمد را تضعیف کنند.

محافظت احساسی از محصولات قدیمی

سابقه تاریخی یا علاقه مدیران جایگزین تحلیل اقتصاد آینده محصول نیست.

تقسیم مساوی بودجه

Peanut-Butter Budgeting یعنی پخش کردن منابع میان همه پروژه ها برای اجتناب از تصمیم سخت. نتیجه معمولا تعداد زیادی پروژه متوسط است که هیچ کدام منابع کافی برای برتری ندارند.

نادیده گرفتن پیچیدگی عملیات

اضافه کردن چند طعم، سایز یا نسخه جدید ممکن است ساده به نظر برسد، اما اثر آن بر پیش بینی، تامین، بسته بندی، تعویض خط، خدمات و موجودی باید پیش از عرضه محاسبه شود.

جمع بندی مدیریتی

پورتفولیوی محصول را می توان نقشه تخصیص منابع شرکت میان فرصت های مختلف دانست. سبد سالم فقط مجموعه ای بزرگ از محصولات نیست؛ مجموعه ای هماهنگ از پیشنهادهایی است که هر کدام نقش اقتصادی و استراتژیک مشخصی دارند.

مدیریت حرفه ای پورتفولیو به همان اندازه که درباره رشد و توسعه است، درباره توقف، حذف و تمرکز نیز هست. شرکت هایی که ارزش واقعی هر محصول، هزینه پیچیدگی و هزینه فرصت سرمایه را اندازه گیری می کنند، بهتر می توانند میان نقدینگی امروز و موتورهای رشد فردا تعادل برقرار کنند.

سوالات متداول

تفاوت پورتفولیوی محصول با آمیخته محصول در عمل چیست؟

آمیخته محصول بیشتر ساختار کل خطوط و اقلام عرضه شده را توصیف می کند؛ مدیریت پورتفولیوی محصول بر تصمیم گیری درباره ارزش، ریسک، سرمایه گذاری، توسعه، حذف و تخصیص منابع تمرکز دارد. در ادبیات مختلف این اصطلاحات گاهی همپوشانی دارند، بنابراین مرز آن ها کاملا مطلق نیست.

چرا افزایش عرض و عمق سبد می تواند خطرناک باشد؟

زیرا هر گزینه جدید می تواند موجودی، خطای پیش بینی، هزینه تولید، بودجه بازاریابی و بار مدیریتی بیشتری ایجاد کند. اگر درآمد افزوده کمتر از هزینه پیچیدگی باشد، سود کل کاهش می یابد.

کانیبالیزیشن استراتژیک چیست؟

زمانی است که شرکت آگاهانه بخشی از فروش محصول قبلی خود را به محصول جدید منتقل می کند، اما این انتقال از نظر مشتری، حاشیه مشارکت، فناوری یا دفاع رقابتی ارزش بیشتری برای کل سازمان ایجاد می کند.

محدودیت اصلی ماتریس BCG چیست؟

مدل فقط دو متغیر اصلی را می بیند و عواملی مانند هم افزایی، حاشیه سود، قابلیت های سازمانی، هزینه پیچیدگی و تعریف دقیق بازار را به اندازه کافی لحاظ نمی کند. به همین دلیل نباید از آن به تنهایی برای سرمایه گذاری یا حذف محصول استفاده کرد.

آیا نسبت 70/20/10 برای بودجه نوآوری یک قانون است؟

خیر. Nagji و Tuff این نسبت را به عنوان الگویی مشاهده شده در بخشی از شرکت های با عملکرد بهتر گزارش کردند. ترکیب مناسب به صنعت، بلوغ شرکت، سرعت فناوری و سطح ریسک بستگی دارد.

چرا شرکت ها با وجود کاهش فروش ظاهری، سبد خود را کوچک می کنند؟

چون هدف می تواند بهبود کیفیت سود، آزاد کردن سرمایه، کاهش پیچیدگی و تمرکز روی محصولات با ارزش بیشتر باشد. نمونه P&G نشان می دهد کاهش تعداد برندها می تواند بخشی از برنامه تمرکز استراتژیک باشد.

مهم ترین سنجه های مدیریت پورتفولیو کدامند؟

بسته به صنعت می توان از حاشیه مشارکت، ROIC، NPV، رشد، گردش موجودی، سهم بازار، کانیبالیزیشن، هزینه پیچیدگی و میزان استفاده مشترک از قابلیت ها استفاده کرد. هیچ فهرست واحدی برای همه شرکت ها مناسب نیست.

منابع و مآخذ

  • Cooper, R. G., Edgett, S. J., & Kleinschmidt, E. J. (1999). New Product Portfolio Management: Practices and Performance. Journal of Product Innovation Management, 16(4), 333-351.
    https://doi.org/10.1111/1540-5885.1640333
  • Cooper, R. G., Edgett, S. J., & Kleinschmidt, E. J. (2002). Portfolio Management for New Products (2nd ed.). Basic Books.
    Publisher
  • Gottfredson, M., & Aspinall, K. (2005). Innovation Versus Complexity: What Is Too Much of a Good Thing? Harvard Business Review, 83(11), 62-71.
    Harvard Business Review
  • Nagji, B., & Tuff, G. (2012). Managing Your Innovation Portfolio. Harvard Business Review, 90(5), 66-74.
    Harvard Business Review
  • Henderson, B. D. (1970). The Product Portfolio. Boston Consulting Group.
    BCG
  • The Procter & Gamble Company. (2015). Annual Report 2015. Investor Relations.
    P&G Investor Relations
  • Toyota Motor Corporation. (2016). Development of the New Powertrain Based on Toyota New Global Architecture (TNGA).
    Toyota Global

دسته‌بندی‌ها

اشتراک این مطلب

0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

تمایل دارید در گفتگوها شرکت کنید؟
در گفتگو ها شرکت کنید.

دیدگاه خود را ثبت کنید

سؤال، تجربه یا دیدگاه خود را درباره این مطلب بنویسید.

لطفاً دیدگاهی مرتبط و روشن بنویسید. درج لینک یا آدرس وب در دیدگاه مجاز نیست.

💥 دوره های تخصصی بازاریابی و فروش به همراه فایل های اکسل و پاورپوینت های کاربردی✨👈 آموزش بازاریابی و فروش